http://www.parsiblog.com/Template.aspx# وبلاگ مرزداران عشق * ایران *
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
وبلاگ مرزداران عشق * ایران *
نوشته شده در تاریخ 93/3/3 ساعت 12:52 ع توسط ســعیـــــــــدی


ساعت ساز مثل همیشه صبح اول وقت کرکره مغازه را بالا کشید.اندکی منتظر شد

اولین مشتری وارد شد ساعتش را روی میز گذاشت و گفت خراب شده می توانید

درستش کنید؟مرد ساعت ساز گفت هر کاری از دستم بر بیاید انجام می دهم مرد

ساعتش را بر داشت و بی انکه چیزی بگویید از مغازه خارج شد.اندکی بعد مشتری

دوم وارد شد ساعتی را روی میز گذاشت و گفت خراب شده اگر این را اینجا بگذاری

و این را اینجا و این را اینجا درست میشود و ساعت ساز همان کارها را انجام داد و

ساعت را به دست مشتری داد و او هم رفت مدتی گذشت و سومی وارد شد

ساعتش را روی پیش خوان گذاشت و گفت دو ساعت دیگر برای بردنش می ایم

و بالاخره مرد چهارم وارد شد به ساعت ساز گفت از ساعت سازی چیزی سر

در نمی اورم لطفا هر وقت درست شد خبرم کنید.

به نظر شما ساعت کدام یک از این چهار نفر درست شد؟

 شما به کدام یک از این طرق درخواستهاییتان را از خدا می خواهید.؟؟؟



  



نوشته شده در تاریخ 92/2/29 ساعت 7:11 ع توسط ســعیـــــــــدی


دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند یکی صلیب گذاشته بود و

دیگری الله...

 
مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط
 
در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول می انداختند.
 

کشیشی از آنجا می گذشت،مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به

گدایی که صلیب دارد پول می دهند

وهیچ کس به گدای پشت الله چیزی نمی دهد.

رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟

اینجا مرکز مذهب کاتولیک است.

پس مردم به تو که الله گذاشتی پول نمی دهند،

به خصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد.

در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به اون یکی پول می دهند نه تو.

گدای پشت الله بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب

و گفت:هی "اسدالله" نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده؟

 
 
 نتیجه گیری اخلاقی:مراقب باشید به خاطر لجبازی با یکی، سکه تان
 
را در کلاه دیگری نیاندازید، یا رای‌تان را در صندوق دیگری نیاندازید!


  



نوشته شده در تاریخ 92/2/19 ساعت 6:47 ع توسط ســعیـــــــــدی


امام رضا(ع) در کلامی شریف و البته طولانی از امام سجاد‌(ع) نقل می‌فرمایند:

 اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد

عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عُرضه گناه کردن نداشته باشد.

 بعد می‌فرماید: اگر کسی عرض گناه کردن داشت، اما گناه نمی‌کرد، آرام باش،

فریب نخور، ممکن استگناهی را ترک می‌کند، اما مرتکب گناه دیگری می‌شود.

زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد،اما شهوت جنسی ندارد،

یکی شهوت جنسی دارد،اماحرام نمی‌خورد.سپس می‌فرماید: اگر کسی هیچ

گناهی نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درستو حسابی نداشته

 باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور،

 ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است، یا عقلش مسلط بر هوای نفس است؟

 حضرت در انتهای بحث مثال می‌زند و می‌فرماید: مانند کسی که حبّ‌مقام دارد،
 
یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حبّ‌مقام، کلّ مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند.
 
امام علیه‌السّلام در ادامه می‌فرماید وقتی به چنین آدمی می‌گویی: «إتَّــــــقِ الله»؛
 
 از خدا بترس،ناراحت می‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة»؛ به غرورش برمی‌خورد، می‌گوید
 
«به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.»
 
بعد امام(ع) می‌فرماید: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوند می‌شوند.
                                                            
                                                                وسائل الشیعه، ج 8، ص 317)


  



نوشته شده در تاریخ 92/1/24 ساعت 11:35 ص توسط ســعیـــــــــدی


یا زهرا س

یادم نخواهد رفت. ان سیلی مادر جان یادم نخواهد رفت ان درب اتش گرفته ویادم نخواهد رفت ان پهلوی شکسته.

چشم به روزی دارم که شاید تو ای مادر دو عالم تنها الان تو دلتنگ ان هستی ومهدی پسرت...

نه زبانم می چرخد دیگر ونه دستم ونه فکرم... سوگ تو اشفته ام کرده است. دریاب ما را // یا زهرااااااااااااااااااااااااا!



  



نوشته شده در تاریخ 91/10/12 ساعت 12:48 ع توسط ســعیـــــــــدی


سلام..
موضوع انشا:روشنفکری
من روشنفکر ها را دوست دارم.
 کلا روشنفکری چیز بسیار خوبی است.
من به روشنفکرها احترام می گذارم  وحرف بد به انها  نمیزنم.
انها خیلی خوشتیپ وا تو کشیده اند.
انها مرا بسیار می خندانند.
وقتی حرف می زنند  ادم یاد دماغ فیل می افتد.
من روشنفکرها را دوست دارم...
پایان.



  



نوشته شده در تاریخ 91/9/14 ساعت 9:20 ع توسط ســعیـــــــــدی


مگر نه این است که چهارده معصوم با یکدیگر هیچ فرقی ندارند و از یک نور واحد هستند؟

امام حسن(ع) فرقی با امام حسین(ع) ندارد و امام حسین(ع) با حضرت مـــــهدی(عج).

محرم که می‌شود، وقتی برای امام حسین(ع) گریه می‌کنی، در دلــــت می‌گویی اگر در

کربلا بودی تا پای جان برای امامت می‌جنگیدی. یکی در فکــــــر و خیالش خود را جای حُر

می‌گذارد و می‌گوید:«چرا حُر؟ کاش من اولین شهید کــــــربلا می‌شدم.» دیگری خود را جای

علی‌اکبر(ع) می‌گذارد.آن یکی می‌گوید من با تمام وجود به جای ابوالفضل(ع) می‌رفتم و برای

اهل‌بیت امام آب می‌آوردم. دریغ، این طور نیست. این احساسات،یک شور و احساس زود گذر

است که فقط در همین دهه محرم می‌ماند.چندی پیش کسی صادقانه می‌گفت: «اگر ما هم،

در روز واقعه بودیم شاید از لشکریان عمر سعد نبودیم.اما در سپاه امـــام حسین(ع) هم قرار

نمی‌گرفتیم» پرسیدم: «یعنی چه؟! چطور؟» گفت:«می‌گویند ظـــــهر عاشورا در فاصله چند

فرسخی از کربلا، دقیقا زمانی که بزرگترین واقعه تاریخدر حال وقوع بود،در روستایی مردم

مشغول دوشیدن شیر بزان و رسیدگی به امور جاری زندگی‌شان بودند.با این که از قضیه کربلا

هم ‌خبر داشتند. خب ما هم با این دلبستگی‌ها و وابستگی‌هامان از همان مجموعه منفعل بودیم

دیگه. مگر نه؟» دیدم بیراه هم نمی‌گوید.

مگر نه این است که امام حسین(ع) امام زمان عصر خودش بود؟ و مگر ما نیز امام زمان نداریم؟

اگر امام حسین(ع) را مظلوم می‌نامیم، خود حضرت مهــــــــدی فرموده که «من مظلوم‌ترین

فرد عالمم.»ما در خیالات خود حاضــــــــریم با دشمن امام حسین(ع) بجنگیم ولی در واقعیت

حاضر نیستیم کوچکترین قـــــــــــدمی،حتی در حد خواندن روزانه یک دعای کوچک برای امام

زمانمان برداریم. شاید هفته‌ها یا ماه‌ها یادیاز مــــــولایمان نمی‌کنیم، چه‌رسد به کشته شدن

در راهش.نمی‌گویم برای امام حسین(ع) عزاداری نکنیم و آرزوی شهادت در راهش نداشته

باشیم بلکه برای1300 ســـــال پیش خیال‌پردازی نکنیم و جامعه را برای ظهور بقیه‌‌‌الله، امام

همیشه حی و حاضرمان،آماده کنیم و آن وقـــــت اگر مرد شهادتیم بیاییم به یاریش بشتابیم.

حال قبول داری که به یاری امام حسین نمی شتافتیم بلکه اگر خیلی لطف می‌کردیم و خود

را به اصطلاح مسلمان می‌نامیدیم به جنگ امامان نمی‌رفتیم و چه بساوقتی زرق و برق پول،

ثروت، پست و مقام را ببینیم از پیش قراولان 7سپاه دشمن می‌شدیم.جز این است؟می‌گویند

ابن زیاد پیشنهاد فرماندهی سپاه یزید را در حالی به عمر سعدداد که برای نماز به مسجد کوفه

رفته بود.در مملکت‌مان چند نفر مانند عمر سعد به ظاهر مسلمان خالص وجود داردکه می‌توان

پشت سرش نماز خواند؟با این آمادگی من و تو و دیگران در صورت قیام امام، سرنوشت منتقم

خون حسین(ع).....مهدی فاطمه نیز چیزی غیر از سرنوشت حسین(ع) نخواهد بود.

هر جمعه‌ی بدون ظهور، خود عاشورای مهدی(عج) است.



  



نوشته شده در تاریخ 91/9/10 ساعت 4:50 ع توسط ســعیـــــــــدی


سلام...

حال  وهوای اربعین   دارم.... زودتر . سریعتر بیا.. منتظرم !!!

حالا برای نوشتن از اربعین نه کلمه‌ای یاری می‌کند نه دلی!

حسین(علیه‌السلام) ِ شهید!

عباس(علیه‌السلام) ِ شهید!

زینب(علیهاالسلام) ِ اسیر!

کاروان سوخته...

پاها پر از آبله...

دستها  در غل  وزنجیر...

لبها هم همچنان تشنه...

در قرآنش فرموده بود : واتممناها بعشر...

عاشورا...



  



نوشته شده در تاریخ 91/9/6 ساعت 6:0 ع توسط ســعیـــــــــدی


سلام

امشب یا فردا شب یه  هر وقتی  که سیلی بر صورت کوچولوی

رقیه جان حسین نشست بدونید...

این سیلی قصاص همان سیلی است که حـــمزه عموی پیامبر 

به صورت شیخ آل امیه زده است.



  



نوشته شده در تاریخ 91/9/2 ساعت 12:11 ع توسط ســعیـــــــــدی


گفتم خدایا : گناهکارم.. گفت:سرای رحمتم  بسیار است.

گفتم خدایا بس که تویه شکسته ام  توبه ام همه گناه شده.. گفت ملالی نیست.

گفتم خدایا  همه رفتند ومن ماندم. بار من هم برزمین مانده..گفت: دل غمین نباش.....

گفتم خدایا  بیراهه  زیاد رفته ام...  یا رب حتی  زچشمت هم افتاده ام..

گفت  بس کن  ای عبد...برو خوش باش که حسین را برایت باز به ارمغان فرستاده ام.

سپاس خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی که وکیل من شده است.



  



نوشته شده در تاریخ 91/8/25 ساعت 10:33 ع توسط ســعیـــــــــدی


ای  بینوا دلــــــــکم"  هـجــــــــران کـــــــــــــــــــن از خــلیلـــت.

که" این" عمرش نذر  حسین است....

هر ان  ممکن است "او "نذر خویش ادا نماید.



  




  پیام رسان 
+ *شاید درست فکر نکرده باشم... اما اگر واقعا هدف از هدفمندی یارانه ها اصلاح الگوی مصرف است ایا این طرخ با فرهنگ اسلامی ما همخوانی دارد؟؟ اگر بحث کاهش مصرف است// اگر بحث کمک به ایندگان است // اگر مسله حفظ سرمایه ملی است... با فضیلتهایی همچون اکرام وکرامت وکمک به همنوع ورسیدگی به امور افراد بی بضاعت ودر کل انسان دوستی چه کار باید کردپس؟؟؟*

+ *یه ارزوی بزرگ که دوست دارید بر اورده بشه...*



+ این مردان ... وقتی در چراگاه شیطان مشغول خدمت به شیاطین هستند کمترین جرمشان *ســـــربریدن* است.. اما همین که گرفتار میشوند ... *اینگونه اند....* حتی از مردانگی خود هم می گذرند..وه که چه قوم زبونی هستند...



+ *سوغاتی که نشد برای شما عزیزان از سفر اربعین کرببلا بیارم* اما چند عکسی که خودم عکاسش بودم اوردم تا شاید در حال وهوای این مسیر... شما هم با ما بوده باشید..



+ *قبلنا...* * وقتی بابامون به ما اخم می کرد* * شلوارمون را خیس نمی کردیم جز نوابغ بودیم* * اما الانه...* * دخترم سر تبلت خودم با من درگیری فیزیکی ایجاد می کنه: دی*



+ *دیگر از کارخدا تعجب نمی کنم ...* *از اینکه در عرفـــــــــــــه قبل از نگاه به زوار خودش* * به زوار تو نگاه می کند* *اخر امروز انگشت انگشتری خودم را بریدم* *فهمیدم درد چقدر درد دارد.*

+ * چند روزی بود خبری از فرشته سمت راستم نداشتم....* *امارشو که گرفتم دیدم رفته کمک فرشته سمت چپی* *علت را که پرسیدم.... گفت: بیچاره خسته شداز بس برات نوشت*

+ *انسانها.... * *تنها موجودات روی زمین هستند * *که ادعا میکنندخدایـــــــــی هست* * ولی تنها جاندارانی هستند* * که طوری رفتار می کنند که انگار خدایی وجود ندارد!!!*

+ *نمی خواهد مرا عاق کنــــــــــــــــی* *همین که نگاهـــــــــــت رنجیده باشد* *دنیای من جهنم است...مادر!!!*

+ *وقتی تنها مـــــــــیشوی .. بدان خدا همه را بیرون کرده تا با تو تنها باشد*




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ