http://www.parsiblog.com/Template.aspx# دی 1388 - وبلاگ مرزداران عشق * ایران *
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
وبلاگ مرزداران عشق * ایران *
نوشته شده در تاریخ 88/12/26 ساعت 1:51 ع توسط ســعیـــــــــدی


بر روی ماه نگاه خدا خنده می زند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او می گشاید، او که به لطف و صفای خویش
گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت

طوفان طعنه خنده ما را زلب نشست
کوهیم و در میانه دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست
زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم

ماییم، ما که طعنه زاهد شنیده ایم
ماییم، ما که جامه تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب
زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم

آن آتشی که در دل ما شعله می کشد
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهکاره رسوا نداده بود

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما
((هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما))

 



  



نوشته شده در تاریخ 88/11/25 ساعت 3:13 ع توسط ســعیـــــــــدی


الهی در بسته نیست، ما دست و پا بسته‌ایم!

الهی خفتگان را نعمت بیداری ده و بیداران را توفیق شب زنده‌داری و گریه و زاری!

الهی از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بیشتر!

الهی خوشا آندم که در تو گمم!

الهی خوشا آنانکه در جوانی شکسته شدند، که پیری خود شکستگی است!

الهی اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار!

الهی دیده را به تماشای جمال خیره کرده‌ای، دل را به دیدار ذوالجمال خیره گردان!

الهی هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم، بر نادانیم بیفزا!

الهی اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست که تو دارایی منی!

الهی ما همه بیچاره‌ایم و تو چاره‌ای، ما همه هیچکاره‌ایم و تو کاره‌ای!

الهی عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم!

الهی استغفار، خواستن غفران توست، با خاطره گناه چه کنیم!

الهی آمدم ردّم مکن، آتشینم کرده‌ای سردم مکن!

الهی شکرت که می‌گویم شکرت!

الهی وقتی بیدار شدم که هنگام خوابیدن است!

الهی تا تو لبّیک نگویی کجا من الهی گویم!

الهی اگر من بنده نیستم، تو که مولای من هستی!

الهی حاصل کار و کوششم این شده که از غفلت به در آمده‌ام و درحیرت افتاده‌ام!

الهی همه تو را خوانند؛ قُمری به قُوقُو، پُوپک به پُوپُو، فاخته به کُوکُو، حسن به هُوهُو!

الهی بحقّ آنانی که از دیده مردم غائبند، این غائب را در حضور بمیران.



  



نوشته شده در تاریخ 88/11/23 ساعت 10:41 ص توسط ســعیـــــــــدی


 

نمی دانم چه بگویم فقط می دانم که:

 نوکر به اربابش بنازد، آری

من نوکرم ارباب من حسین است

دل میگسار باده ی ولا شد

جام شراب ناب من حسین است

 

خدا را شکر که از بچه گیم تا حالا پیش اربابم بودم و با اسم زیباش عشق کردم و محبتش حتی برای ثانیه ای از جسم و جانم به لطف خدا دور نشده است.

آری اربعین؛ آخرین برگ صفحه کتاب هجرت عشق است .

 ای مه آبرو کمان ، قد کمان آوردم

ارمغان آورده ام

از برای قبر تو من سایه بان آوردم

ارمغان آورده ام



  



نوشته شده در تاریخ 88/10/29 ساعت 4:39 ع توسط ســعیـــــــــدی


گر به ظاهرمجنون از احوال لیلی غافل است در لباس آهــــــو چشم  دیده بانی می کند.

 

تا ذره ای ز درد خودم را نشـــــان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جــــــان دهم
همچون نسیم می گذرد تا به رفتنــــــش
چون بوته زار دست برایش تکان دهــم
دل برده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمــــــــــار نباید زیان دهم
یعقوب صـــبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چــــــرا امتحان دهم؟؟



  



نوشته شده در تاریخ 88/10/26 ساعت 8:1 ع توسط ســعیـــــــــدی


بسم الله الرحمن الرحیم

مردی را در نظر بگیرید که مجسمه شجاعت و شهامت و غیرت است ،

هرگز به دشمن پشت نکرده و پشت دلاوران از بیمش می‏ لرزد ، اوضاع و

احوالی پیش می‏آید که مردمی سیاست پیشه از موقع حساس استفاده می‏کنند و

کار را بر او تنگ می‏گیرند تا آنجا که همسر بسیار عزیزش مورد اهانت‏

قرار می‏گیرد و او خشمگین وارد خانه می‏شود و با جمله‏ هائی که کوه را از جا

می‏کند شوهر غیور خود را مورد عتاب قرار می‏دهد و می‏گوید :

پسر ابو طالب چرا به گوشه خانه خزیده‏ ای ؟ تو همانی که شجاعان از بیم‏
تو خواب نداشتند اکنون در برابر مردمی ضعیف سستی نشان می‏دهی ، ای کاش‏
مرده بودم و چنین روزی را نمی‏دیدم .
علی خشمگین از ماجراها از طرف همسری که بی‏نهایت او را عزیز می‏دارد
این چنین تهییج می‏شود ، این چه قدرتی است که علی را از جا نمی‏کند ، پس‏
از استماع سخنان زهرا(س) با نرمی او را آرام می‏کند که : نه ، من فرقی‏
نکرده ‏ام ، من همانم که بودم ، مصلحت چیز دیگر است تا آنجا که زهرا را
قانع می‏کند و از زبان زهرا می‏شنود : « حسبی الله و نعم الوکیل » .
ابن ابی الحدید در ذیل خطبه 215 این داستان معروف را نقل می‏کند :
روزی فاطمه سلام الله علیها علی ( ع ) را دعوت به قیام می‏کرد ، در همین‏
حال فریاد موذن بلند شد که اشهد ان محمد رسول الله علی ( ع ) به زهرا
فرمود آیا دوست داری این فریاد خاموش شود ؟ فرمود : نه ،
فرمود
 سخن من‏
جز این نیست.

سیری در نهج البلاغه شهید مطهری صفحات 183 و 184



  



نوشته شده در تاریخ 88/10/18 ساعت 7:23 ص توسط ســعیـــــــــدی


بغض چندین ساله ما باز شد                         یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا علی گفتیم و گلها وا شدند                          عشق آمد،قطره ها دریا شدند

*فاش می گویم که مولایم علی است              آفتاب صبح فردایم علی است

هر که در عشق علی گم می شود                  مثل گل محبوب مردم می شود

*تا علی گفتم زبان آتش گرفت                        پیش چشمم آسمان آتش گرفت

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد                          عشق ما را باز هم شرمنده کرد 

*یا علی گفتیم و طوفانی شدیم                      مست از آن دستی که میدانی شدیم

باز هم یک روز طوفان می شود                         هر چه می خواهد خدا آن می شود

*از بیابان بوی گندم مانده است                        عشق روی دست مردم مانده است

آسمان ، بازیچه طوفان ماست                           ابر ، نعش آه سرگردان ماست

*میروم افتان و خیزان تا غدیر                             باده ها می نوشم از جوشن کبیر

آب زمزم در دل صحرا خوش است                       باده نوشی از کف مولا خوش است

*آسمان رقصید و بارانی شدیم                          موج زد دریا و طوفانی شدیم

از سکوت و گریه سرشاریم علی                         تا همیشه دوستت داریم علی

*یا علی گفتیم و عشق آغاز شد                        پرده از اسرار عالم باز شد

عشق یعنی عاشق مولا شدن                            قطره بودن با علی دریا شدن

*یا علی گفتیم و عشق آغاز شد                         با علی درهای رحمت باز شد

او نه تنها در زمین نام آور است                             نام او در آسمانها حیدر است



  



نوشته شده در تاریخ 88/10/14 ساعت 9:11 ص توسط ســعیـــــــــدی


 

 

آدم باید چه جـــــــوری باشـه؟

اگه سربزیر و متفکر و توی خودش باشه، میگن: افسردگی داره‌، روانیه، سیماش قاطیه!

اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، میگن: جلفه، دلقکه، هجوه!

اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، میگن: شکموئه، پرخوره، مال مفت تور کرده!

اگه لاغر و جمع و جور و میزون باشه، میگن: کنسه، نخوره، حمال وارثه!

اگه از حقش دفاع کنه و زیر بار زور نره، میگن: جنجالیه، با همه دعوا داره، خروس جنگیه!

اگه از حقش بگذره و گذشت کنه، میگن: بی عرضه‌س، حیف نون و دست و پا چلفتیه!

اگه اهل تحقیقات و کتاب باشه، میگن: اینو، واسه ما شده آقای مطالعه!

اگه با عیالات متحده‌ش مشکلی نداشته باشه، میگن: زن ذلیله، زن نگرفته، شوهر کرده!

اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، میگن: انگار کلفت آورده!

اگه دست به جیبش خوب باشه و به مردم کمک کنه، میگن: پول پارو می‌کنه، اهل بند و بسته!

اگه اهل بریز و بپاش و ولخرجی نباشه، میگن: پولهاشو انبار می‌کنه، جون به عزرائیل نمی‌ده!

اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، میگن: معاشرتیه، فوق‌العاده‌س، دوست داشتنیه!

اگه راست و درست و بی‌کلک باشه، میگن: هیچی نمی‌شه، به درد لای جرز می‌خوره!

 

راستی باید چطور زندگی کنیم ؟

خدایا کمکمان کن تا طوری زندگی کنیم که مورد رضای تو  باشد نه رضای خلق روزگار.



  




  پیام رسان 
+ *شاید درست فکر نکرده باشم... اما اگر واقعا هدف از هدفمندی یارانه ها اصلاح الگوی مصرف است ایا این طرخ با فرهنگ اسلامی ما همخوانی دارد؟؟ اگر بحث کاهش مصرف است// اگر بحث کمک به ایندگان است // اگر مسله حفظ سرمایه ملی است... با فضیلتهایی همچون اکرام وکرامت وکمک به همنوع ورسیدگی به امور افراد بی بضاعت ودر کل انسان دوستی چه کار باید کردپس؟؟؟*

+ *یه ارزوی بزرگ که دوست دارید بر اورده بشه...*



+ این مردان ... وقتی در چراگاه شیطان مشغول خدمت به شیاطین هستند کمترین جرمشان *ســـــربریدن* است.. اما همین که گرفتار میشوند ... *اینگونه اند....* حتی از مردانگی خود هم می گذرند..وه که چه قوم زبونی هستند...



+ *سوغاتی که نشد برای شما عزیزان از سفر اربعین کرببلا بیارم* اما چند عکسی که خودم عکاسش بودم اوردم تا شاید در حال وهوای این مسیر... شما هم با ما بوده باشید..



+ *قبلنا...* * وقتی بابامون به ما اخم می کرد* * شلوارمون را خیس نمی کردیم جز نوابغ بودیم* * اما الانه...* * دخترم سر تبلت خودم با من درگیری فیزیکی ایجاد می کنه: دی*



+ *دیگر از کارخدا تعجب نمی کنم ...* *از اینکه در عرفـــــــــــــه قبل از نگاه به زوار خودش* * به زوار تو نگاه می کند* *اخر امروز انگشت انگشتری خودم را بریدم* *فهمیدم درد چقدر درد دارد.*

+ * چند روزی بود خبری از فرشته سمت راستم نداشتم....* *امارشو که گرفتم دیدم رفته کمک فرشته سمت چپی* *علت را که پرسیدم.... گفت: بیچاره خسته شداز بس برات نوشت*

+ *انسانها.... * *تنها موجودات روی زمین هستند * *که ادعا میکنندخدایـــــــــی هست* * ولی تنها جاندارانی هستند* * که طوری رفتار می کنند که انگار خدایی وجود ندارد!!!*

+ *نمی خواهد مرا عاق کنــــــــــــــــی* *همین که نگاهـــــــــــت رنجیده باشد* *دنیای من جهنم است...مادر!!!*

+ *وقتی تنها مـــــــــیشوی .. بدان خدا همه را بیرون کرده تا با تو تنها باشد*




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ